قالي بافي در دوره هاي پيشين
با وجود آنكه در مورد اولين دست بافته هاي بشر اطلاعاتي كم و بيش كافي وجود دارد ولي درباره نخستین فرش هاي گره دار جهان و تاريخ و محل بافت آنها دانسته هاي ما اندك بوده و بيشتر در حدود حدس و فرضيه باقي مانده است. در رديابي معكوس مسير توسعه و پيشرفت فن قالي بافي و رسيدن به نقطه شروع و مهد اين پيشه مفيد كه پيدايش آن تنها بر اساس رفع احتياج و توسط چادرنشيانان و قبايل صحراگرد صورت گرفته است پژوهشگران اروپائي در گذشته در اثر تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده بودند كه تمدن هاي باستاني مصر و آور گهواره فرش بافي جهان بوده اند و شواهد نستباً معتبري نيز در صحت اين مدعا در اختيار داشتند . از جمله م ندرجات تورات به هنگامي كه در فصل هجرت قوم بني اسرائيل در باب آرايش خيمه ها و استفاده از قالي سخن مي راند و هم چنين ستون يادبودي از شلما نصر دوم آشوري كه در آن نقش دو تخته فرش با ريشه ههاي بلند حكاكي شده است.
فرضيه اين محققين كه قدمت بيشتر و اصالت كمتري داشته و بشتر بر مبناي گفتاري استوار بوده و يا اشاره بر نمونه اي غير از فرش حقيقي چون نقش سنگي آن دارد با كشفيات باستان شناس معروف روسي به نام «ردنكو» كه در نيمه اول قرن اخير در ميان توده هاي يخي موفق به كشف يك تخته فرش گره دار مي گردد به كلي دگرگون شده و در نتيجه مهد قالي بافي از سواحل نيل و رودخانه هاي دجله و فرات به آسياي مركزي تغيير مكان مي دهد. با شرح كامل تر اين حفاري و تفاسيري كه بر نتيجه اين كشف با اهميت نوشته شد مسئله را در زير نور تابان تري مي بريم.
در سال 1328 شمسي (1947ميلادي) پروفسور ردنكو قطعه فرش گره داري را كه در اصل به عنوان پوشش اسب به كار مي رفته است در قبرهاي مستور از يخ چادرنشينان صحراگرد در محلي به نام «پازيريك» واقع در هشتاد كيلومتري مرز مغولستان در ميان كوه هاي آلتائي كشف مي نمايد. اين فرش كه قدمت آن به 2500 سال قبل مي رسد در اندازه هاي 83/1×2 متر و با 3600 گره در دسيمتر مربع و در رنگ قهوه اي مسي و سبز روشن بافته شده است. تصويرهاي حاشيه آن با شكل هاي متداول در دوره هخامنشي و نقش هاي تخت جمشيد شباهت فراوان و بدون ت رديدي دارند و در زمينه مركزي آن تصاوير ستاره هايي چهار پره اي شبه شكل هاي منعكس شده بر روي اشياء كشف شده در لرستان مربوط به اين دوره در دورن مجموعه اي از قاب ها محصور شده اند.
درباره سابقه تارخي اين فرش با اهميت كه در موزه «آرميتاژ» لنين گراد نگهداري مي شود پرفسور ردنكو معتقد است كه در زمان مادها و يا پارت هاي قديمي بافته شده است. بنابر نظريه يكي از پژوهشگران معروف به نم «ديماند» در فرش پازيريك تركيبي از طرح هاي آشوري و هخامنشي و سكائي بكار رفته ا ست. او نيز مانند ردنكو عقيده دارد كه مبدأ اين فرش از ايران است. يكي ديگر از صاحب نظران فن به نام «اولريخ شورمان» پا را از اين فراتر نهاده و عقيده دارد كه اين فرش در آذربايجان بافته شده است. در حاليكه «يان بنت» معقتد است كه با وجود فاصله اي متجاوز از 3500 كيلومتر از كوه هاي آلتائي تا مرزهاي كنوني ايران، احتمال آنكه اين فرش كار بافنده هاي ايراني باشد بسيار ضعيف است. نامبرده در تاريخچه فرش پازيريك در كتابي تحت عنوان «قاليچه ها و قالي هاي جهان» قاطعانه تأكيد مي كند كه مهد هنر و فن قالي بافي در شرق آسيا و در ميان اقوام مغول بوده و از آنجا به نقاط غربي آسيا و از جمله ايران رسيده است.
پروفسور ردنكو در ادامه كاوش هاي باستان شناسي خود چندي بعدي تخته فرش ديگري را با بافت ظريف تر در فاصله يكصد و هشتاد كيلومتري پازيريك در محلي به نام باسادار كشف نمود. در اينجا بايد يادآور شد كه قبل از كشفيات ردنكو يكي ديگر از باستان شناسان روسي بنام «كوزلف» در نحيه اي بنام نوئين اولا واقع در سيبري موفق به يافتن تكه هايي از يك فرش ضخيم بافت گرديده بوده كه تاريخ بافت آن را بعد از فرش پازيريك دانسته و آن را به بافنده هاي دوره هخامنشي منتسب نموده اند.
قرائن تاريخي تأييد كننده اين نكته است كه قالي بافي در زمان ساسانيان رونق داشته است و در ارتباط با اين مطلب سالنامه چيني «سوئي سو» مربوط به سال هاي 590 تا 617 ميلادي يعني اندكي پيش از انقراض سلسله ساساني در ميان كالاهاي ايراني از قالي نام مي برد.
در تأييد مجدد وجود قالي بافي در اين دوره، به فرش معروف «بهار خسرو» اشارتي داريم. ابوجعفر محمد جرير طبري در تاريخ طبري (321-225 هجري قمري) نيز به شرحي كه مي آوريم درباره اين قالي اظهار نظر كرده است:
« ... كه يك قالي بسيار عالي كار ايران موسوم به بهار خسرو در قصر تيسفون به طول 450 قدم و عرض 90 قدم موجود بوده است ... » در حاليكه دكتر ربرت بامبان نويسند و پژوهشگر ايراني مقيم امريكا ابعاد اين فر مزين به جواهرات گرانبها را دركتاب خود به نام «آيا مي دانيد كه» 24×26 متر ذكر كرده است.
وجه تسميه اين قالي زربفت و گرانبها به آن جهت است كه نقشه آن نمايانگر باغي آراسته با گل ها و پرندگان و جوي هاي آب روان بوده است. اين فرش زيبا و نفيس به روايتي به هنگامي كه خسرو پرويز پادشاه ساساني مغلوب «هراكليوس» امپراطور رم گرديد به دست سپاهيان غالب افتاد و به گفته اي ديگر، اين همان فرش معروف «بهارستان» است كه در شكست يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني سپاهيان عرب آن را به غنيمت بردند.
در مدت دويست سالي كه ايران تحت تسلط اعراب بوده هنر قالي بافي دچار ركود گرديد و از پيشرفتي كه در زمان ساسانيان داشت بازمانده ولي اين امر به آن معني نبود كه اين حرفه دچار توقف كامل شده باشد چه همچنان در گوشه وكنار اين سرزمين بافت قالي و قاليچه با روند بطئي تري ادامه داشت. يادآوري اين نكته در اين جا ضروري است كه عرب ها در هيچ يك از دوره هاي تاريخي خود به فن قالي بافي اهميت قابل توجهي نشان ندادند حتي اين روزها نيز بافت قالي و قاليچه حرفه اي نيست كه اهالي كشورهاي عرب زبان را به خود جلب كند و به استثناي كشورهاي شمال افريقا مانند مصر و تونس و مراكش ساكنان ساير كشورهاي عربي با تمام علاقه اي كه به خريد اين متاع دارند با وجود اين از كار در كنار دارهاي قالي روي گردان هستند.
ركورد فن و حرفه قالي بافي در ايران تنها تا زمان خلفاي تجمل پرست اموي كه در كاخ هاي افسانه اي خود بي نياز از قالي گرانبها و نفيس ايراني نمي توانند باشند ادامه مي يابد در اين دوره در مأخذ تاريخي در شرح تحف و هداياي حكام محلي براي خلفاي حاشيه نشين دجله مكرر از قالي ايران نام برده مي شود. بنا به نوشته ابن خلدون (732-806 هجري قمري) جزء خراج ساليانه ناحيه طبرستان و گيلان به مأمون خليفه عباسي ششصد تخته قالي و قاليچه وجود داشته است.
در تأييد وجود كارگاه هاي قالي بافي حتي بعد از تسلط اعراب در ايران حجت ما نوشته هاي مورخين و جهان گردان عرب و فارسي زبان است كه به قالي و قالي بافي ايران اشارت متعدد دارند منتهي مراتب در سال هاي اوليه تسلط اعراب تا حدود زيادي اين حرفه به بوته فراموشي سپرده شد. ولي با گذشت ايام به ويژه بعد از جنبش هاي استقلاب طلبانه بار ديگر قالي بافي در ايران احياء شده و رونق گرفت. از جمله اين يادآوري هاي تاريخي اشارات ما به حدود العالم – تاريخ بيهقي – معجم البلدان و نوشته هاي مقدسي و ابن بطوطه جهان گردان عرب است كه مراكز قالي بافي ايران در سيستان – فارس – آذربايجان – بخارا – قائنات – خوزستان – طبرستان و گيلان را در آثار خود مكرر نام برده اند.
تركان سلجوقي در سال 416 شمسي محدوده وسيعي از خاك ايران را به تصرف خود درآورده و در آذربايجان و نواحي مركزي و غربي ايران استقرار يافتند. با اين تهاجم زبان و فرهنگ آنان نيز به اين سرزمين آورده شد و با هنر و فرهنگ ايران مخلوط گرديد و در نتيجه طرح هاي قالي ايران در اين برخورد فرهنگي متأثر از طرح هاي سلجوقي شد. امروزه از فرش هاي ايراني مربوط به اين دوره اثري وجود ندارد. ولي به احتمال تشابه آن با نمونه فرش هايي كه در مسجد علاءالدين در قونيه (پايتخت سلجوقيان) ديده شده اند مي توان چگونگي آن ها را حدس زد. در اين باره با قيد احتياط مي توان اظهار نظر كرد كه طرح هاي قالي اين زمان با خطوط شكسته و بدون انحناء بوده و هم چنين ظرافت بافت آن ها نيز به پايه فرش هاي بافته شده در دوره هاي بعدي نمي رسيده است.
رونق و شكفتگي قالي بافي ايران تا زمان حمله مغول ادامه مي يابد در اشعار منوچهري، ناصر خسرو – انوري – عنصري به قطعات و قصايدي بر مي خوريم كه در آن ها ذكري از قالي و رنگرزي آن دوره به ميان آمده است. ولي با هجوم سپاهيان مغول، قالي بافي مانند ساير فعاليت هاي هنري تا مدتي متوقف مي شود.
در دوران تسلط تيموريان بر ايران (748-884 شمسي) بسياري از ويژگي هاي هنري ايران دست خوش دگرگوني هاي اساسي مي شود. در اين دوره با نفوذ فرهنگ چيني در صنايع ظريفه ايران كه مانند تأثير نقاشان و مجسمه سازان ايتاليائي در كار هنرمندان اروپاي قرون هجده و نوزده ميلادي است كار نقاشان و هنرمندان ايراني به مرزهاي كمال نزديك مي شود.
در زمينه نقش قالي تغييرات حاصله چنين بود كه طرح هاي هندسي رفته رفته به طرف طرح هاي با خطور دوار و منحني گرايش يافته و مئتيف هايي مانند پيچك ها، گل ها، نخل هاي بادبزني، توده هاي ابر مانند، قارچ ها، انواع حيوانات و پرندگان افسانه اي و معمولي مانند اژدها، سيمرغ، گربه وحشي، آهو و مانند آن در طرح هاي نقش قالي ايران ادغام مي گردند. با مشاهده مينياتورهايي از بهزاد نقاش معروف و هم چنين در بوستان سعدي و ظفر نامه (شرح فتوحات تيمور لنگ) مي توان به سهولت دگرگوني طرح هاي قالي در اين دوره را درك نمود.
هنرهاي معماري، نقاشي، خطاطي و قالي بافي در اواخر حكومت تيموريان بويژه در زمان حكمراني شاهرخ ميرزا (779-850 هجري قمري) و فرزند هنرمندش بايسنقر در نهايت كمال و اهمتي بودند.
بايسنقر خط ثلث را در كمال استادي مي نوشت و قرآن بزرگ و نفيسي به خط زيباي او موجود است و به علاوه كتيبه مسجد گوهر شاد مشهد را شخصاً خطاطي كرده است. اين شاهزاده با ذوق و ايمان به تشويق هنرمندان دوره خود علاقه و اشتياق خاصي نشان مي داد. معروف است بخش مهمي از ثروت افسانه اي را كه امير تيمور از غارت گري هاي خود بدست آورده بود فرزندان و نوادگانش چون شاهرخ ميرزا، بايسنقر، الغ بيك و سلطان بايقرا در راه اعتلاء هنرهاي زيباي ايراني مصروف داشتند و در دوره تيموريان شهرهاي سمرقند، بخارا، شيراز و به ويژه شهر هرات پايتخت اين سلسله به صورت مراكز مهم قالي بافي ايران در مي آيند.
بعد از تيموريان حكام سلسله هاي قره قويونلو و آق قويونلو كه در غرب ايران فرمانروايي داشتند مركز سياسي خود را در شهر تبريز قرار دادند. در اين دوره فرش هاي زيبايي در اين شهر بافته شد. به اين گونه حدس زده مي شود كه فرش هايي كه به اوايل دوره صفويه نسبت داده شده اند به احتمال در اين زمان در تبريز بافته شده اند.
سفير جمهوري و نيز «جوزپه باربارو» در درباره «اوزن حسن» (847-856 شمسي) از حكام آق قويونلو بارها از قالي هاي گرانبهايي كه در كاخ او ديده سخن گفته است. با تأسف امروزه از اين قالي هاي نفيس هيچ گونه اثري باقي نماند ه است.
قالي بافي در عصر صفويه (1135-907 هجري قمري)
در دوره صفويه هنرهاي معماري، كاشي كاري، نقاشي، خطاطي، تذهيب و قالي بافي به حد كمال و درخشش خود رسيدند. در اين دوره هنرمندان ايراني به خلق آثاري آن چنان دل انگيز و زيبا مي پردازند كه هرگز همتايي نمي يابند. طرح هاي قالي از خلاقيت و نبوغ هنرمندان اين عصر چنان بارور مي شوند كه پس از گذشت چند صد سال هنوز مورد تقليد بوده و با همه كوششي كه براي گشودن راهي به فراسوي چهارچوبه هنري اين دوران معمول گرديده جز در تعدادي معدود توفيق چنداني نصيب طراحان نقش قالي نگرديده، گويي تمام نگاره ها و نقوش ممكن از پيش به دست اين هنرمندان چيره دست طرح و تكميل شده است.
قالي بافان اين دوره با استفاده از اين طرح ها در حدود يك هزار و پانصد تخته قالي و قاليچه از خود باقي مي گذارند كه برخي از آن ها به صورت شاهكاري هاهي مسلم قالي بافي دنيا ثبت مي شوند. در اين دوره قالي بافي از حالت يك پيشه روستايي و چادرنشيني به مقام يك حرفه با اهميت در كارگاه هاي شهري تغيير موضع داده و تجارت و صدور آن به كشورهاي اروپايي شروع مي شود.
در سفر نامه هاي «تاورنيه» و «شاردن» و ساير كساني كه در آن موقع از ايران ديدن كرده اند به پيشرفت قالي بافي و مراكز متعدد بافت فرش در شهر هاي اصفهان، كاشان، تبريز و كرمان اشارات فراوان شده است.
فرش هاي بافته شده در اين دوره را بر اساس طرح هاي آن در گروه هاي زير طبق بندي مي كنند. ترنج دار، گلداني، شكارگاه، گلدار هراتي، درخت و بوته، باغي، لهستاني
منبع: صادرات فرش ایران
تاریخچه فرش همدان
همدان شهریست قدیمی، با سابقه ای تاریخی بس طولانی که قدمت تاریخی آن به بیش از 2500 سال می رسد این شهر که زمانی اكباتان نامیده می شد و پایتخت امپراتوری ماد بوده است. منطقه ای تقریباً کوهستانی و سردسیر است. وجود مراتع سرسبز و آب نسبتاً فراوان از رونق دام داری و پرورش گوسفند حکایت دارد. به طور طبیعی این مشخصات اقلیمی ساکنان روستاهای سردی را که دارای زمستان های طولانی است به استفاده از صنایع و حرفه های دستی به ویژه فرش هدایت می کند. وجود حرفه های نظیر نمد مالی، سبد بافی، حصیر بافی، گیوه بافی، گیوه دوزی و ... نیز به نوعی از رونق بافندگی حکایت می کند. از سویی تنوع نقوش و طرح های فرش در منطقه به آسانی دلالت بر آن دارد که گستردگی این حرفه قطعاً حاصل سالهایی بسیار پیش تر از این بوده است. سیسیل ادواردز می گوید: اطلاعاتی دال بر علاقه شاه طهماسب در دست است و گفته می شود که خود وی طرحهایی برای چند قالی تهیه کرد. همچنین می دانیم که وی به سلطان سلیمان نامه ای نوشت و طی آن پیشنهاد کرد که برای مسجدی که اکنون به مسجد جامع سلیمانیه مشهور است و در آن زمان معمار بزرگ سنان آن را برای وی در استامبول ساخت، قالی بفرستد. قالیها در موعد معینی بافته و فرستاده شد. سفیر مجارستان (که این گزارش را می دهد) میگوید که در بین قالیهای مزبور چند تخته قالی ابریشمین نیز وجود داشته که در همدان یا درگزین تهیه شده بود. ولی تا آنجایی که می دانیم در همدان یا درگزین هرگز قالی ابریشمی بافته نشده و در واقع تهیه هر نوع قالی در شهر همدان قبل از 1912 بعید به نظر می رسد. ولی درباره درگزین باید گفت که این جا یک ناحیه حاصلخیز کشاورزی است که در چهل میلی شمال همدان واقع گردیده است. در این محل چند قرن است که قالی مخصوصاً قالیچه های کوچک و ارزان بافته می شود و هنوز این کار ادامه دارد. احتمال دارد یکی از قالیهایی که شاه طهماسب برای سلیمان فرستاده، بافت این ناحیه باشد ولی بافت قالی ابریشمین در این محل بسیار بعید به نظر می رسد". بااین وصف سفیر مجارستان رسیدن فرشها را به استانبول گزارش داده و همچنین سفیر ایران در گزارش به سفیر اعظم عثمانی صورت هدایا را که در بین آنها فرشهای بزرگ پارچه و ابریشمی از همدان و درگزین است اعلام کرده است و همچنین وجود قالیبافی پیشرفته ای در برخی روستاهای درگزین از جمله روستای سوزن از سابقه تولید فرش در این منطقه حکایت ی کند. یاکوپ پولاک – طبیب دربار قاجار در سالهای 1850 در سفرنامه خود می گوید "فرش ایران بیشتر نه ازنظر رنگ بلکه از حیث دوام و دقت بافت معروفیت دارد ... زیباترین قالیها از آن ایالت فراهان در نزدیکی کرمانشاه است و چادر نشینان کردستان و همدان نوعی از قالی درجه دو می بافند آنها با استعمال رنگ قهوه یی باز در زمینه ی قالیها که از پشم شتر است می دانند که چطور جذابیت ظاهری قالیها را بالا ببرند". در حوالی همین سالهاست که کمپانی انگلیسی زیگلر در سلطان آباد اراک شروع به سرمایه گذاری و ایجاد کارگاههای بزرگ قالی بافی کرده و سپس سرمایه گذاران دیگری جذب بازار این حرفه می شوند. بخشهایی از همدان و ملایر نیز از حوزه ی فعالیت گسترده آنان به دور نمانده و بازار همدان گذرگاه مناسبی برای عرضه و صدور فرشهای ساروق و جوزان و مهربان و انجلاس می شود. امروزه قالی بافی در تمام جلگه همدان از یک سو در ارتباط با استان مرکزی و از یک سو درارتباط بامراکز قالی بافی قروه و بیجار کردستان نشان از گستردگی حرفه ای می دهد که به دلیل تنوع نقوش رنگ آمیزی پشتوانه با ارزشی در تولید فرش ایران است. استان همدان یکی از مناطق مهم قالی بافی ایران از لحاظ کمیت و تعداد است و در آن بیشتر از هر منطقه دیگر ایران فرش بافته می شود. مطابق آمار سالهای گذشته بر روی 11500 دار قالی موجود این منطقه بیش از 57000 کارگر قالیباف بکار گره زنی مشغول بودند. امروزه بازارهای شهر از تولیدات عشایر مهاجری که فرشهای سنتی خود را تحت عنوان بافت همدانی (با استفاده از پود پنبه ای کوبیده منفرد بین هر ردیف از گره های ترکی) عرضه می کنند پر شده است. قطعه های قدیمی و عتیقه که در بازار موجود هستند معمولاً بصورت کناره و در برخی اوقات قطعات بزرگ می باشند. این قطعات از کارگاههای شهری و با طرحهای ساده و غیر پیچیده با زمینه ای از موی شتر رنگ نشده و یا پشم گوسفند رنگ شده و حواشی پهن به بازار عرضه می شوند. رنگهای تزئینی و سایه روشن گوناگون، عمدتاً سرخ و آبی، همراه با طرحهای هندسی و نقوش استلیزه، شامل شش وجهی، چند وجهی و لوزی و تزئینات فرعی دیگر به رنگ طبیعی تولید می شوند. امروزه محصولات همدان به ندرت با اینگونه قطعات شهری و عشایری قابل قیاس ی باشد. نقشهای اصیل و به نسبت رسمی جای خود را به طرح ترنج مخصوص همدانی داده در حالیکه نقشهای تکراری بوته و هراتی و دیگر طرحهای گل و بوته دار به کالاهای تجاری ارزان و تولید انبوه شباهت دارند اگر چه گهگاه موارد استثنایی نیز دیده می شود که زیبایی خاص خود را دارند. به رغم این به نظر می رسد که گویی امروزه بافندگان و کارگاههای مختلف درصدد بازگشت به دوران خوش گذشته هستند به همین منظور برای آنکه طرح های امروزی قابل تشخیص از چنان قطعه های اصیل باشند واژه اکباتانی یعنی نام باستانی همدان بطور فزاینده در تجارت فرش مورد استفاده قرار گرفته است
ساختار در اینجا از ذکر جنبه های فنی نظیر چله کشی، ریشه زنی، مقراض کاری و پرداخت قالی، به رعایت ایجاز سخن، صرفنظر می کنیم چون با نقاط مختلف ایران در طرز کار و نام ابزار، تقریباً یکسان است، جز اینکه در بعضی از جاها تغییراتی جزئی دارد. تنها به ذکر این نکته می پردازیم که در بافندگی، کار بافت به وسیله افراد مختلف، با مهارتها و تخصصهای گوناگون انجام می پذیرد. پشم: بهترین قالیچه های استان همدان از پشم دستریس تهیه می شود، خامه مورد نیاز به صورت دستریس و ماشینی مورد استفاده است، که نوع دستریس بیشتر توسط زنان در دهات و روستاهای اطراف همدان تولید می شود. پشم مورد نیاز از باختران، خرم آباد، سبزوار فراهم می آید و به نام برچین یعنی تار بدون الوان معروف است. گره: قالیها و قالیچه های استان همدان تقریباً بدون استثنا، با گره ترکی بافته می شوند زیرا بیشتر ساکنان این استان که بالغ بر یکصد روستاست، ترک زبانند اما گره فارسی نیز معمول است. غیر از چند موردی که استثنایی است، هزاران تخته قالیچه ای که در روستاهای همدان تهیه می شود، همگی مانند قالیبافان عشایر بلوچ و شمال خراسان و قبایل افشاری در کرمان و عشایر فارس یک پوده بافته می شوند. غیر از اینها که گفتیم سایر جاها قالیهای خود را یک پوده نمی بافند، قالیهای شهرهای تبریز، مشهد، کرمان، اصفهان، کاشان و قم دو پوده بوده و بعضی اوقات هم سه پوده است، که با معاینه پشت قالی یک پوده با دو پوده آنها قابل تشخیص است. اینک، با ذکر ادله کافی به ارزشیابی این دو عامل تشخیص می پردازیم: 1-با توجه به این نکته که گره ترکی در مناطق بسیاری از آذربایجان و بیشتر نقاط ایران نظیر: بیجار، تکاب، کردستان، لرستان، نواحی مرکزی و روستایی باف اراک، شاهرود و سمنان و برخی از نقاط خراسان، فارس، بختیاری، نیز رایج و معمول است، این وجه تمایز را نمی توان به عنوان عاملی تعیین کننده مدنظر قرار داد. بخصوص که گره فارسی در همدان نیز به کار می رود. 2- یک پودی بودن نیز تنها به قالیهای روستائی همدان اختصاص ندارند، چه در بسیاری از مناطق، مثل: سنندج، کنگاور، سقز، مهاباد و نواحی مرکزی و روستایی اراک و قالیهای روستایی شهر بابک، سیرجان، بافت، شیوه یک پودی گاه به تنهایی و گاه به همراه شیوه دو پودی متداول است. 3- بلندی ریشه (ایلمک):قالیچه های روستایی همدان، به استثنای بافته های بیجار، عموماً ضخیمتر و سنگین تر ازفرآورده های سایر روستاهای ایران است. کلاف دستریس ضخامت کافی دارد و هنگام چیدن پرز آنها را زیاد كوتاه نمی كنند. با اين خصوصيات، قالی یا قالیچه متراکم و خشن و زمخت و با دوام می شود و علیرغم فقدان ظرافت، از سختی و استحکام خاصی بهره مند خواهد بود. رج شمار: قالیهای نوع شهری همدان در هر 6.5 سانتیمتر بین 27 تا 35 گره دارند. حال آنکه ظرافت قالیهای نوع روستایی همدان حداکثر 25 گره در 6.5 سانتیمتر است پود گذاری: قالیهای مناطق شهری باف، اصولاً دو پودی و قالیهای نوع روستایی یک پودی اند. در اصطلاح محلی پود زیر را ارقج وتار را اریش می نامند. .این اصطلاحات در تمامی مناطق آذربایجان نیز معمول است. هر چند که قالی های همدان از نوع تمام پشم کم نیستند، ولی عموماً تار و پود آنها از نخ پنبه ای می باشند. گاهی مواقع، پود از پشم شتر است و تار از پنبه. نخ های تار همه در یک سطح قرار دارند در حالی که نخ های پود، که ضخیم تر هستند، فقط یک بار از روی هر رج گره عبور می نماینددار: در همدان دو نوع دار متداول است: دار ثابت محلی، و دار تبریزی، در مناطق شهری باف، بیشتر دارهای نوع تبریزی (چرخان) معمول است. صرف نظر از بعضی روستاها در بیشتر مناطق روستایی از دارهای ثابت (ایستاده) استفاده می شود. منطقه همدان از نظر بافت دارای سه نوع فرش بافی است. اول نوعی فرش بافی شهری که می توان آن را بیشتر در همدان و همچنین تا حدودی در ملایر مشاهده کرد. آنچه به اجمال می توان بیان داشت این است که فرش بافی همدان با حومه ی نزدیک آن در دوره رونق خود زیر نظارت شرکت سهامی فرش ایران قرار داشته و به دلیل تمرکز بازار و تجار بزرگ در شهر، دارای کیفیت پیشرفته و سازمان یافته ای بوده است که اکنون نیز آثاری از آن مشاهده می شود. نوع دوم مربوط به حومه ملایر (جوزان)، مهربان (قهورد) و فامنین است که به ترتیب در ارتباط و وابسته به حوزه فرش ارک و ساروق (در سالهای شکوفایی آن) و حوزه فرش بیجار و تا حدودی ابریشم بافی قم می باشد. این فرشها ضمن اینکه دارای نوعی هویت بومی می باشند دارای بافت و رنگ آمیزی نسبتاً مطلوب و نقشه دقیق و بافت تقریباً نظارت شده هستند. منطقه سوم فرشی است که در حورزه غنی و گسترده و پر تنوع روستایی – عشایری قرار دارد که معمولاً براساس تک نقشه و ذهنی بافته می شود و رنگ بندی محدود و بافت ضخیم و گوشتی دارد و عمدتاً تک پود بوده و نوع فرش بافی قسمت اعظم مناطق شمال، شمال غرب و همچنین قالی بافی نهاوند، تویسرکان، کبوتر آهنگ و رزن و اسدآباد را در برمی گیرد. اگرچه در برخی از این مناطق نوعی از فرش شهری هم دیده می شود که تحت تأثیر گذشته پر رونق خود می باشد. از این جمله می توان به مناطقی نظیر تویسرکان و بهار و انجلاس و شراء و بزچلو اشاره کرد که فرش بافی مطلوبی داشته اند. بااین وصف اساس تقسیم بندی مراکز قالی بافی نه براساس حوزه های فوق بلکه تا حدود زیادی براساس اهمیت مراکز تولید وتوزیع در نظر گرفته شده است. برای مثال تمام مراکز کنترل و نظارت بر تولیدات فرش اعم از سازمانهای دولتی مراکز و نهادهایی که طی سالهای اخیر شروع به فعالیت در امر فرش کرده اند در همدان یا در ملایر و یک یا دو شهر دیگر مستقر می باشند و همچنین امکان دسترسی به مواد اولیه و بازارهای فرش و تسهیلات لازم برای تولید عمدتاً در این شهرهاست و طبیعتاً می توان دریافت که حومه ی این مراکز عملاً تولید کننده چه نوع فرشی می باشند طرحهای رایج لازم به یادآوری است که هر چند در اثر انتشار روزافزون قالیبافی در ایران، نقشه ها خصلت محلی و سنتی خود را تا حدودی زیادی از دست داده اند، ولی با وجود تداخل و ادغامی که در زمینه نقشه های قالی دیده می شود، با این حال، نقشه یکی از عناصر اصلی تشخیص قالیها و تعیین منشأ محلی آنهاست همانطور که قبلاً ذکر شد، در نقاط شهری باف، بیشتر نقشه های شاه عباسی و کرمانی و در نقاط روستائی نقشه ماهی و انواع لچک و ترنجهای روستایی متداول است. طرح بافته های روستایی همدان، به طور کلی، ساده تر از قالیچه های عشایر ایران است. با اینکه این تولیدات فاقد نقشهای بدیع و چشم نواز است، با این حال اعتدال رنگها و تضاد دلپذیرشان ارزش خاصی را به تولیدات این منطقه بخشیده است. گر چه هردو منطقه از طرحهای شکسته استفاده می کنند، ولی طرح قالیچه های فارس دقیقتر و استادانه تر است. از سوی دیگر طرح قالیچه های همدانی رونوشت دقیقی از نقشها و تولیدات قدیم همدان است، با این تفاوت که حواشی خارجی دیگر از پشم شتر بافته نمی شود، بلکه تماماً از پشم رنگ شده استفاده می شود. بیشتر این طرحها شکسته و از ترنجی چند ضلعی در متن فرش تشکیل شده است که اغلب سر ترنجی بشکل لنگر کشتی در طرفین آن قرار دارد و لچکهایی با خط مورب زاویه هایی چهار گوش را به خود اختصاص داده اند. در بیشتر قالی های مشرق زمین، قبل از حاشیه نقشین که از قاب های پشت سر هم تشکیل شده اند، یک لبه بسیار باریک و بدون نقش نیز وجود دارد. در قالی های همدان، این قاب ثانوی، بخصوص در قالی های قدیمی، گاهی مواقع آنچنان عریض است که روی قاب اصلی و حتی روی تمام حاشیه آن تفوق پیدا می کند. همین قاب ثانوی دارای رنگ قهوه ای ویژه ای است که در نتیجه استفاده از پشم طبیعی شتر حاصل می شود و حالت ابریشمین، نرم و بسیار محکمی دارد. در بعضی از قالیها، همگونی رنگ را حضور نقش های مجرد و کوچک قطع کرده است. این نقش ها تقریباً همیشه یا بوته هستند یا گل های کوچک و یا اینکه مجموعه ای از گل های سوسن. قاعدتاً همیشه در حاشیه واقعی، نقوش تزئینی ثابتی وجود دارند ولی استثنائاتی نیز در این قاعده کلی دیده می شود. این حاشیه از سه قاب تشکیل شده است: قاب بیرونی دارای نوعی دندانه یا کنگره دو رنگ است. قاب دوم با پیچ و خمی که از برگهای بلند دندانه دار تشکیل شده، تزئین می گردد که به تناوب در بین این برگ ها یک گل سرخ و یا نوع دیگری از گل وجود دارد. قاب سوم با نقش گل های کوچک و با نقش دندانه ای منقش شده است. در مورد طرح های زمینه قالی حالات مختلف را شاهد هستیم که در واقع با یک بررسی دقیق به این نتیجه می رسیم که اولین حالت فقط گسترش و یا به عبارت بهتر تکرار حالت دوم است. در موارد نادرتری قالی هایی باابعاد معمولی و یا کله ایهایی با ابعاد متوسط می بینیم که زمینه آنها تک رنگ و به رنگ قهوه ای، یعنی رنگ طبیعی پشم شتر است. چهار عدد لچک نیز در چهار گوشه آن قرار دارند و در درون این لچک ها گل هایی نقش بسته اند. در مرکز این زمینه یک ترنج لوزی شکل وجود دارد که در گوشه های بالا و پائین آن دو عدد نقش به شکل گیاه نوک تیز قرار گرفته است. نوک تیز این گلها هم یادآور پیکانی است که توسط یک لوزیوچک تر بریده شده و هم یادآور ساقه بلند و صافی است که منتهی به یک غنچه تقسیم شده است. درون ترنج نیز دارای نقوشی مشابه با نقوش لچک ها می باشد. در قالی های خیلی قدیمی، این نقش از گل سرخ کوچکی تشکیل شده است که اطراف آن را برگ ها و گل هایی بلند و باریک محاط کرده اند. در قالی های همدان مربوط به نیمه دوم قرن نوزدهم جای این نقش را غالباً نقوش گیاهی، که آنها را هراتی یا ماهی می نامند، گرفته اند
رنگ بندی
قالی های همدان عاری از نقوش تزئینی بسیار پیشرفته بوده و بافت آنها چندان ظریف و لطیف نیست. با وجود اینها، بی پیرایگی و سادگی آنها در امرمربوط به رنگ و ظرافت های مربوط به اختلاف رنگ موجب پاره ای از ارزش ها برای این قالی ها می گردد. این قالی ها با دور شدن از سنت ایرانی، که استفاده از مایه های رنگ های زنده را ترجیح می دهد، از مجموعه ای از مایه های رنگ قهوه ای پشم شتری استفاده می کنند که از طریق رنگ های نقش های تزئینی (قرمز، قرمز صورتی، آبی، سبز، بلوطی تیره) جان تازه ای می گیرد. تا حدود سال 1880 در این قالی ها رنگ های گیاهی به کار رفته است جاکوبی در بین این رنگ ها، استفاده از رنگ قرمز تیره ای را کشف می کند که این رنگ در قالی های قدیمی شیراز نیز دیده می شود. این رنگ عبارت از رنگ قرمزی است که توسط حشره قرمزدانه به دست می آید رنگرزی
در حال حاضر غیر از رنگهای طبیعی سهل الوصول و ارزان بقیه رنگهای طبیعی جای خود را به رنگهای صنعتی و جوهری داده اند. رنگهای قرمز را از روناس و رنگ سبز طبیعی را از برگ مو و انواع آبی را از نیل به دست می آورند رنگهای قالیبافی معمول ومتداول در استان همدان عبارتند از: ایبراقی (نوعی سبز و روشن)، سبز (روشن و سیر)، زرد، طلائی، نارنجی، سرمه ای، آبی سیر و روشن، پنبه ای (صورتی)، زرشکی، حلوایی (شتری تیره)، کرم و فیروزه ای. صرف نظر از رنگهای مذکور رنگهای چره ای (پشم خالص سفید)، سودگل (بور)، مخلوط (همراه پشمهای دباغی)، سفید سودایی، سفید سیاه، از جمله رنگهای مرسومی هستند که در قالی بافی استان به کار می رود رنگرزی در شهر به وسیله رنگرز حرفه ای، که در کار خود ماهر و با استعمال رنگهای صنعتی آشناتر است انجام می گیرد، حال آنکه در مناطق روستایی که اصلاً قالیهای ارزان قیمت بافته می شود بافندگان یا رنگرزهای دوره گرد چندان دقتی در امر رنگ کردن خامه نشان نمی دهند؛ به همین دلیل، رنگها غالباً ثبات ندارند و قالیهای تولیدی پیش از صادر شدن در کارگاهها شستشوی دوا شورمی شوند تا رنگشان ثابت بماند هزینه رنگرزی نیز متفاوت با رجشمار قالی است. به عنوان مثال اجرت رنگرزی برای خامه ظریف و رجشمار 140 گره (ایلمیک) در چارک بیشتر از خامه معمولی و رنگهای مصنوعی خواهد بود ابعاد
معمولاً در مناطق شهری باف قالیهای 32 متر و 5/3 5/2 متر و بزرگتر بافته می شود، ولی درمناطق روستایی باف، متداولترین قطعه، قالیچه های دو ذرعی، ذرع و نیم، چارک، پشتی، خرک و کناره است. در برخی نقاط بافت کلگی نیز(5/3 5/2 متر) معمول است متداولترین قطع این قالی ها، کله ایها و کنارهها هستند و این امر بویژه در قالی های بافت قدیمی دیده می شودتوزیع جغرافیایی
فرشبافی در روستا ملایر تویسرکان نهاوند کبونر آهنگ مهربان اسد آباد در گزین چهار بلوک حسین آباد حاجیلو پیشخور سردرود مزلقان جوزان آنجلاس منبع: قالیکده |