• تابلوفرش تصویری هدیه

  • گروه تولیدی بافت وتبدیل عکس شخصی به تابلوفرش

  • بهترین هدیه و کادو... ماندگارترین یادگاری... نفیس ترین سوغات ایرانی

  • تلفن ها تماس: ۰۲۱۷۷۱۸۸۵۶۵ - ۰۲۱۷۷۱۸۸۵۶۶ - ۰۹۱۹۱۱۲۳۶۳۸

تابلوفرش تصویری هدیه = تبدیل عکس شخصی به تابلوفرش

مقالات و اخبار فرش

                                                

تاریخچه فرش و فرش بافی                                          فرشهای موزه ای

 

                                         

  هدیه سرا                                                            بهترین هدیه برای خانمها

                                  

   همه چیز در مورد فرش ایران                                              تاریخچه فرش بافی

salman هدیه تابلو فرش به سلمان خان از طرف یک دختر ایرانی

قالی بافی در دوره های پیشین

با وجود آنکه در مورد اولین دست بافته های بشر اطلاعاتی کم و بیش کافی وجود دارد ولی درباره نخستین فرش های گره دار جهان و تاریخ و محل بافت آنها دانسته های ما اندک بوده و بیشتر در حدود حدس و فرضیه باقی مانده است. در ردیابی معکوس مسیر توسعه و پیشرفت فن قالی بافی و رسیدن به نقطه شروع و مهد این پیشه مفید که پیدایش آن تنها بر اساس رفع احتیاج و توسط چادرنشیانان و قبایل صحراگرد صورت گرفته است پژوهشگران اروپائی در گذشته در اثر تحقیقات خود به این نتیجه رسیده بودند که تمدن های باستانی مصر و ‌آور گهواره فرش بافی جهان بوده اند و شواهد نستباً معتبری نیز در صحت این مدعا در اختیار داشتند . از جمله م ندرجات تورات به هنگامی که در فصل هجرت قوم بنی اسرائیل در باب آرایش خیمه ها و استفاده از قالی سخن می راند و هم چنین ستون یادبودی از شلما نصر دوم آشوری که در آن نقش دو تخته فرش با ریشه ههای بلند حکاکی شده است.
فرضیه این محققین که قدمت بیشتر و اصالت کمتری داشته و بشتر بر مبنای گفتاری استوار بوده و یا اشاره بر نمونه ای غیر از فرش حقیقی چون نقش سنگی آن دارد با کشفیات باستان شناس معروف روسی به نام «ردنکو» که در نیمه اول قرن اخیر در میان توده های یخی موفق به کشف یک تخته فرش گره دار می گردد به کلی دگرگون شده و در نتیجه مهد قالی بافی از سواحل نیل و رودخانه های دجله و فرات به آسیای مرکزی تغییر مکان می دهد. با شرح کامل تر این حفاری و تفاسیری که بر نتیجه این کشف با اهمیت نوشته شد مسئله را در زیر نور تابان تری می بریم.
در سال ۱۳۲۸ شمسی (۱۹۴۷میلادی) پروفسور ردنکو قطعه فرش گره داری را که در اصل به عنوان پوشش اسب به کار می رفته است در قبرهای مستور از یخ چادرنشینان صحراگرد در محلی به نام «پازیریک» واقع در هشتاد کیلومتری مرز مغولستان در میان کوه های آلتائی کشف می نماید. این فرش که قدمت آن به ۲۵۰۰ سال قبل می رسد در اندازه های ۸۳/۱×۲ متر و با ۳۶۰۰ گره در دسیمتر مربع و در رنگ قهوه ای مسی و سبز روشن بافته شده است. تصویرهای حاشیه آن با شکل های متداول در دوره هخامنشی و نقش های تخت جمشید شباهت فراوان و بدون ت ردیدی دارند و در زمینه مرکزی آن تصاویر ستاره هایی چهار پره ای شبه شکل های منعکس شده بر روی اشیاء کشف شده در لرستان مربوط به این دوره در دورن مجموعه ای از قاب ها محصور شده اند.
درباره سابقه تارخی این فرش با اهمیت که در موزه «آرمیتاژ» لنین گراد نگهداری می شود پرفسور ردنکو معتقد است که در زمان مادها و یا پارت های قدیمی بافته شده است. بنابر نظریه یکی از پژوهشگران معروف به نم «دیماند» در فرش پازیریک ترکیبی از طرح های آشوری و هخامنشی و سکائی بکار رفته ا ست. او نیز مانند ردنکو عقیده دارد که مبدأ این فرش از ایران است. یکی دیگر از صاحب نظران فن به نام «اولریخ شورمان» پا را از این فراتر نهاده و عقیده دارد که این فرش در آذربایجان بافته شده است. در حالیکه «یان بنت» معقتد است که با وجود فاصله ای متجاوز از ۳۵۰۰ کیلومتر از کوه های آلتائی تا مرزهای کنونی ایران، احتمال آنکه این فرش کار بافنده های ایرانی باشد بسیار ضعیف است. نامبرده در تاریخچه فرش پازیریک در کتابی تحت عنوان «قالیچه ها و قالی های جهان» قاطعانه تأکید می کند که مهد هنر و فن قالی بافی در شرق آسیا و در میان اقوام مغول بوده و از آنجا به نقاط غربی آسیا و از جمله ایران رسیده است.
پروفسور ردنکو در ادامه کاوش های باستان شناسی خود چندی بعدی تخته فرش دیگری را با بافت ظریف تر در فاصله یکصد و هشتاد کیلومتری پازیریک در محلی به نام باسادار کشف نمود. در اینجا باید یادآور شد که قبل از کشفیات ردنکو یکی دیگر از باستان شناسان روسی بنام «کوزلف» در نحیه ای بنام نوئین اولا واقع در سیبری موفق به یافتن تکه هایی از یک فرش ضخیم بافت گردیده بوده که تاریخ بافت آن را بعد از فرش پازیریک دانسته و آن را به بافنده های دوره هخامنشی منتسب نموده اند.
قرائن تاریخی تأیید کننده این نکته است که قالی بافی در زمان ساسانیان رونق داشته است و در ارتباط با این مطلب سالنامه چینی «سوئی سو» مربوط به سال های ۵۹۰ تا ۶۱۷ میلادی یعنی اندکی پیش از انقراض سلسله ساسانی در میان کالاهای ایرانی از قالی نام می برد.
در تأیید مجدد وجود قالی بافی در این دوره، به فرش معروف «بهار خسرو» اشارتی داریم. ابوجعفر محمد جریر طبری در تاریخ طبری (۳۲۱-۲۲۵ هجری قمری) نیز به شرحی که می آوریم درباره این قالی اظهار نظر کرده است:
« … که یک قالی بسیار عالی کار ایران موسوم به بهار خسرو در قصر تیسفون به طول ۴۵۰ قدم و عرض ۹۰ قدم موجود بوده است … » در حالیکه دکتر ربرت بامبان نویسند و پژوهشگر ایرانی مقیم امریکا ابعاد این فر مزین به جواهرات گرانبها را درکتاب خود به نام «آیا می دانید که» ۲۴×۲۶ متر ذکر کرده است.
وجه تسمیه این قالی زربفت و گرانبها به آن جهت است که نقشه آن نمایانگر باغی آراسته با گل ها و پرندگان و جوی های آب روان بوده است. این فرش زیبا و نفیس به روایتی به هنگامی که خسرو پرویز پادشاه ساسانی مغلوب «هراکلیوس» امپراطور رم گردید به دست سپاهیان غالب افتاد و به گفته ای دیگر، این همان فرش معروف «بهارستان» است که در شکست یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی سپاهیان عرب آن را به غنیمت بردند.
در مدت دویست سالی که ایران تحت تسلط اعراب بوده هنر قالی بافی دچار رکود گردید و از پیشرفتی که در زمان ساسانیان داشت بازمانده ولی این امر به آن معنی نبود که این حرفه دچار توقف کامل شده باشد چه همچنان در گوشه وکنار این سرزمین بافت قالی و قالیچه با روند بطئی تری ادامه داشت. یادآوری این نکته در این جا ضروری است که عرب ها در هیچ یک از دوره های تاریخی خود به فن قالی بافی اهمیت قابل توجهی نشان ندادند حتی این روزها نیز بافت قالی و قالیچه حرفه ای نیست که اهالی کشورهای عرب زبان را به خود جلب کند و به استثنای کشورهای شمال افریقا مانند مصر و تونس و مراکش ساکنان سایر کشورهای عربی با تمام علاقه ای که به خرید این متاع دارند با وجود این از کار در کنار دارهای قالی روی گردان هستند.
رکورد فن و حرفه قالی بافی در ایران تنها تا زمان خلفای تجمل پرست اموی که در کاخ های افسانه ای خود بی نیاز از قالی گرانبها و نفیس ایرانی نمی توانند باشند ادامه می یابد در این دوره در مأخذ تاریخی در شرح تحف و هدایای حکام محلی برای خلفای حاشیه نشین دجله مکرر از قالی ایران نام برده می شود. بنا به نوشته ابن خلدون (۷۳۲-۸۰۶ هجری قمری) جزء خراج سالیانه ناحیه طبرستان و گیلان به مأمون خلیفه عباسی ششصد تخته قالی و قالیچه وجود داشته است.
در تأیید وجود کارگاه های قالی بافی حتی بعد از تسلط اعراب در ایران حجت ما نوشته های مورخین و جهان گردان عرب و فارسی زبان است که به قالی و قالی بافی ایران اشارت متعدد دارند منتهی مراتب در سال های اولیه تسلط اعراب تا حدود زیادی این حرفه به بوته فراموشی سپرده شد. ولی با گذشت ایام به ویژه بعد از جنبش های استقلاب طلبانه بار دیگر قالی بافی در ایران احیاء شده و رونق گرفت. از جمله این یادآوری های تاریخی اشارات ما به حدود العالم – تاریخ بیهقی – معجم البلدان و نوشته های مقدسی و ابن بطوطه جهان گردان عرب است که مراکز قالی بافی ایران در سیستان – فارس – آذربایجان – بخارا – قائنات – خوزستان – طبرستان و گیلان را در آثار خود مکرر نام برده اند.
ترکان سلجوقی در سال ۴۱۶ شمسی محدوده وسیعی از خاک ایران را به تصرف خود درآورده و در آذربایجان و نواحی مرکزی و غربی ایران استقرار یافتند. با این تهاجم زبان و فرهنگ آنان نیز به این سرزمین آورده شد و با هنر و فرهنگ ایران مخلوط گردید و در نتیجه طرح های قالی ایران در این برخورد فرهنگی متأثر از طرح های سلجوقی شد. امروزه از فرش های ایرانی مربوط به این دوره اثری وجود ندارد. ولی به احتمال تشابه آن با نمونه فرش هایی که در مسجد علاءالدین در قونیه (پایتخت سلجوقیان) دیده شده اند می توان چگونگی آن ها را حدس زد. در این باره با قید احتیاط می توان اظهار نظر کرد که طرح های قالی این زمان با خطوط شکسته و بدون انحناء بوده و هم چنین ظرافت بافت آن ها نیز به پایه فرش های بافته شده در دوره های بعدی نمی رسیده است.
رونق و شکفتگی قالی بافی ایران تا زمان حمله مغول ادامه می یابد در اشعار منوچهری، ناصر خسرو – انوری – عنصری به قطعات و قصایدی بر می خوریم که در آن ها ذکری از قالی و رنگرزی آن دوره به میان آمده است. ولی با هجوم سپاهیان مغول، قالی بافی مانند سایر فعالیت های هنری تا مدتی متوقف می شود.
در دوران تسلط تیموریان بر ایران (۷۴۸-۸۸۴ شمسی) بسیاری از ویژگی های هنری ایران دست خوش دگرگونی های اساسی می شود. در این دوره با نفوذ فرهنگ چینی در صنایع ظریفه ایران که مانند تأثیر نقاشان و مجسمه سازان ایتالیائی در کار هنرمندان اروپای قرون هجده و نوزده میلادی است کار نقاشان و هنرمندان ایرانی به مرزهای کمال نزدیک می شود.
در زمینه نقش قالی تغییرات حاصله چنین بود که طرح های هندسی رفته رفته به طرف طرح های با خطور دوار و منحنی گرایش یافته و مئتیف هایی مانند پیچک ها، گل ها، نخل های بادبزنی، توده های ابر مانند، قارچ ها، انواع حیوانات و پرندگان افسانه ای و معمولی مانند اژدها، سیمرغ، گربه وحشی، آهو و مانند آن در طرح های نقش قالی ایران ادغام می گردند. با مشاهده مینیاتورهایی از بهزاد نقاش معروف و هم چنین در بوستان سعدی و ظفر نامه (شرح فتوحات تیمور لنگ) می توان به سهولت دگرگونی طرح های قالی در این دوره را درک نمود.
هنرهای معماری، نقاشی، خطاطی و قالی بافی در اواخر حکومت تیموریان بویژه در زمان حکمرانی شاهرخ میرزا (۷۷۹-۸۵۰ هجری قمری) و فرزند هنرمندش بایسنقر در نهایت کمال و اهمتی بودند.
بایسنقر خط ثلث را در کمال استادی می نوشت و قرآن بزرگ و نفیسی به خط زیبای او موجود است و به علاوه کتیبه مسجد گوهر شاد مشهد را شخصاً خطاطی کرده است. این شاهزاده با ذوق و ایمان به تشویق هنرمندان دوره خود علاقه و اشتیاق خاصی نشان می داد. معروف است بخش مهمی از ثروت افسانه ای را که امیر تیمور از غارت گری های خود بدست آورده بود فرزندان و نوادگانش چون شاهرخ میرزا، بایسنقر، الغ بیک و سلطان بایقرا در راه اعتلاء هنرهای زیبای ایرانی مصروف داشتند و در دوره تیموریان شهرهای سمرقند، بخارا، شیراز و به ویژه شهر هرات پایتخت این سلسله به صورت مراکز مهم قالی بافی ایران در می آیند.
بعد از تیموریان حکام سلسله های قره قویونلو و آق قویونلو که در غرب ایران فرمانروایی داشتند مرکز سیاسی خود را در شهر تبریز قرار دادند. در این دوره فرش های زیبایی در این شهر بافته شد. به این گونه حدس زده می شود که فرش هایی که به اوایل دوره صفویه نسبت داده شده اند به احتمال در این زمان در تبریز بافته شده اند.
سفیر جمهوری و نیز «جوزپه باربارو» در درباره «اوزن حسن» (۸۴۷-۸۵۶ شمسی) از حکام آق قویونلو بارها از قالی های گرانبهایی که در کاخ او دیده سخن گفته است. با تأسف امروزه از این قالی های نفیس هیچ گونه اثری باقی نماند ه است.
قالی بافی در عصر صفویه (۱۱۳۵-۹۰۷ هجری قمری)
در دوره صفویه هنرهای معماری، کاشی کاری، نقاشی، خطاطی، تذهیب و قالی بافی به حد کمال و درخشش خود رسیدند. در این دوره هنرمندان ایرانی به خلق آثاری آن چنان دل انگیز و زیبا می پردازند که هرگز همتایی نمی یابند. طرح های قالی از خلاقیت و نبوغ هنرمندان این عصر چنان بارور می شوند که پس از گذشت چند صد سال هنوز مورد تقلید بوده و با همه کوششی که برای گشودن راهی به فراسوی چهارچوبه هنری این دوران معمول گردیده جز در تعدادی معدود توفیق چندانی نصیب طراحان نقش قالی نگردیده، گویی تمام نگاره ها و نقوش ممکن از پیش به دست این هنرمندان چیره دست طرح و تکمیل شده است.
قالی بافان این دوره با استفاده از این طرح ها در حدود یک هزار و پانصد تخته قالی و قالیچه از خود باقی می گذارند که برخی از آن ها به صورت شاهکاری هاهی مسلم قالی بافی دنیا ثبت می شوند. در این دوره قالی بافی از حالت یک پیشه روستایی و چادرنشینی به مقام یک حرفه با اهمیت در کارگاه های شهری تغییر موضع داده و تجارت و صدور آن به کشورهای اروپایی شروع می شود.
در سفر نامه های «تاورنیه» و «شاردن» و سایر کسانی که در آن موقع از ایران دیدن کرده اند به پیشرفت قالی بافی و مراکز متعدد بافت فرش در شهر های اصفهان، کاشان، تبریز و کرمان اشارات فراوان شده است.
فرش های بافته شده در این دوره را بر اساس طرح های آن در گروه های زیر طبق بندی می کنند. ترنج دار، گلدانی، شکارگاه، گلدار هراتی، درخت و بوته،‌ باغی، لهستانی

منبع: صادرات فرش ایران

 

تاریخچه فرش همدان


همدان شهریست قدیمی، با سابقه ای تاریخی بس طولانی که قدمت تاریخی آن به بیش از ۲۵۰۰ سال می رسد این شهر که زمانی اکباتان نامیده می شد و پایتخت امپراتوری ماد بوده است. منطقه ای تقریباً کوهستانی و سردسیر است.
وجود مراتع سرسبز و آب نسبتاً فراوان از رونق دام داری و پرورش گوسفند حکایت دارد. به طور طبیعی این مشخصات اقلیمی ساکنان روستاهای سردی را که دارای زمستان های طولانی است به استفاده از صنایع و حرفه های دستی به ویژه فرش هدایت می کند. وجود حرفه های نظیر نمد مالی، سبد بافی، حصیر بافی، گیوه بافی، گیوه دوزی و … نیز به نوعی از رونق بافندگی حکایت می کند.
از سویی تنوع نقوش و طرح های فرش در منطقه به آسانی دلالت بر آن دارد که گستردگی این حرفه قطعاً حاصل سالهایی بسیار پیش تر از این بوده است.
سیسیل ادواردز می گوید: اطلاعاتی دال بر علاقه شاه طهماسب در دست است و گفته می شود که خود وی طرحهایی برای چند قالی تهیه کرد. همچنین می دانیم که وی به سلطان سلیمان نامه ای نوشت و طی آن پیشنهاد کرد که برای مسجدی که اکنون به مسجد جامع سلیمانیه مشهور است و در آن زمان معمار بزرگ سنان آن را برای وی در استامبول ساخت، قالی بفرستد. قالیها در موعد معینی بافته و فرستاده شد. سفیر مجارستان (که این گزارش را می دهد) میگوید که در بین قالیهای مزبور چند تخته قالی ابریشمین نیز وجود داشته که در همدان یا درگزین تهیه شده بود. ولی تا آنجایی که می دانیم در همدان یا درگزین هرگز قالی ابریشمی بافته نشده و در واقع تهیه هر نوع قالی در شهر همدان قبل از ۱۹۱۲ بعید به نظر می رسد. ولی درباره درگزین باید گفت که این جا یک ناحیه حاصلخیز کشاورزی است که در چهل میلی شمال همدان واقع گردیده است. در این محل چند قرن است که قالی مخصوصاً قالیچه های کوچک و ارزان بافته می شود و هنوز این کار ادامه دارد. احتمال دارد یکی از قالیهایی که شاه طهماسب برای سلیمان فرستاده، بافت این ناحیه باشد ولی بافت قالی ابریشمین در این محل بسیار بعید به نظر می رسد”.
بااین وصف سفیر مجارستان رسیدن فرشها را به استانبول گزارش داده و همچنین سفیر ایران در گزارش به سفیر اعظم عثمانی صورت هدایا را که در بین آنها فرشهای بزرگ پارچه و ابریشمی از همدان و درگزین است اعلام کرده است و همچنین وجود قالیبافی پیشرفته ای در برخی روستاهای درگزین از جمله روستای سوزن از سابقه تولید فرش در این منطقه حکایت ی کند.
یاکوپ پولاک – طبیب دربار قاجار در سالهای ۱۸۵۰ در سفرنامه خود می گوید “فرش ایران بیشتر نه ازنظر رنگ بلکه از حیث دوام و دقت بافت معروفیت دارد … زیباترین قالیها از آن ایالت فراهان در نزدیکی کرمانشاه است و چادر نشینان کردستان و همدان نوعی از قالی درجه دو می بافند آنها با استعمال رنگ قهوه یی باز در زمینه ی قالیها که از پشم شتر است می دانند که چطور جذابیت ظاهری قالیها را بالا ببرند”.
در حوالی همین سالهاست که کمپانی انگلیسی زیگلر در سلطان آباد اراک شروع به سرمایه گذاری و ایجاد کارگاههای بزرگ قالی بافی کرده و سپس سرمایه گذاران دیگری جذب بازار این حرفه می شوند. بخشهایی از همدان و ملایر نیز از حوزه ی فعالیت گسترده آنان به دور نمانده و بازار همدان گذرگاه مناسبی برای عرضه و صدور فرشهای ساروق و جوزان و مهربان و انجلاس می شود.
امروزه قالی بافی در تمام جلگه همدان از یک سو در ارتباط با استان مرکزی و از یک سو درارتباط بامراکز قالی بافی قروه و بیجار کردستان نشان از گستردگی حرفه ای می دهد که به دلیل تنوع نقوش رنگ آمیزی پشتوانه با ارزشی در تولید فرش ایران است.
استان همدان یکی از مناطق مهم قالی بافی ایران از لحاظ کمیت و تعداد است و در آن بیشتر از هر منطقه دیگر ایران فرش بافته می شود. مطابق آمار سالهای گذشته بر روی ۱۱۵۰۰ دار قالی موجود این منطقه بیش از ۵۷۰۰۰ کارگر قالیباف بکار گره زنی مشغول بودند.
امروزه بازارهای شهر از تولیدات عشایر مهاجری که فرشهای سنتی خود را تحت عنوان بافت همدانی (با استفاده از پود پنبه ای کوبیده منفرد بین هر ردیف از گره های ترکی) عرضه می کنند پر شده است.
قطعه های قدیمی و عتیقه که در بازار موجود هستند معمولاً بصورت کناره و در برخی اوقات قطعات بزرگ می باشند. این قطعات از کارگاههای شهری و با طرحهای ساده و غیر پیچیده با زمینه ای از موی شتر رنگ نشده و یا پشم گوسفند رنگ شده و حواشی پهن به بازار عرضه می شوند. رنگهای تزئینی و سایه روشن گوناگون، عمدتاً سرخ و آبی، همراه با طرحهای هندسی و نقوش استلیزه، شامل شش وجهی، چند وجهی و لوزی و تزئینات فرعی دیگر به رنگ طبیعی تولید می شوند.
امروزه محصولات همدان به ندرت با اینگونه قطعات شهری و عشایری قابل قیاس ی باشد. نقشهای اصیل و به نسبت رسمی جای خود را به طرح ترنج مخصوص همدانی داده در حالیکه نقشهای تکراری بوته و هراتی و دیگر طرحهای گل و بوته دار به کالاهای تجاری ارزان و تولید انبوه شباهت دارند اگر چه گهگاه موارد استثنایی نیز دیده می شود که زیبایی خاص خود را دارند. به رغم این به نظر می رسد که گویی امروزه بافندگان و کارگاههای مختلف درصدد بازگشت به دوران خوش گذشته هستند به همین منظور برای آنکه طرح های امروزی قابل تشخیص از چنان قطعه های اصیل باشند واژه اکباتانی یعنی نام باستانی همدان بطور فزاینده در تجارت فرش مورد استفاده قرار گرفته است

 

ساختار

در اینجا از ذکر جنبه های فنی نظیر چله کشی، ریشه زنی، مقراض کاری و پرداخت قالی، به رعایت ایجاز سخن، صرفنظر می کنیم چون با نقاط مختلف ایران در طرز کار و نام ابزار، تقریباً یکسان است، جز اینکه در بعضی از جاها تغییراتی جزئی دارد. تنها به ذکر این نکته می پردازیم که در بافندگی، کار بافت به وسیله افراد مختلف، با مهارتها و تخصصهای گوناگون انجام می پذیرد.

پشم: بهترین قالیچه های استان همدان از پشم دستریس تهیه می شود، خامه مورد نیاز به صورت دستریس و ماشینی مورد استفاده است، که نوع دستریس بیشتر توسط زنان در دهات و روستاهای اطراف همدان تولید می شود. پشم مورد نیاز از باختران، خرم آباد، سبزوار فراهم می آید و به نام برچین یعنی تار بدون الوان معروف است.

گره: قالیها و قالیچه های استان همدان تقریباً بدون استثنا، با گره ترکی بافته می شوند زیرا بیشتر ساکنان این استان که بالغ بر یکصد روستاست، ترک زبانند اما گره فارسی نیز معمول است.
غیر از چند موردی که استثنایی است، هزاران تخته قالیچه ای که در روستاهای همدان تهیه می شود، همگی مانند قالیبافان عشایر بلوچ و شمال خراسان و قبایل افشاری در کرمان و عشایر فارس یک پوده بافته می شوند. غیر از اینها که گفتیم سایر جاها قالیهای خود را یک پوده نمی بافند، قالیهای شهرهای تبریز، مشهد، کرمان، اصفهان، کاشان و قم دو پوده بوده و بعضی اوقات هم سه پوده است، که با معاینه پشت قالی یک پوده با دو پوده آنها قابل تشخیص است. اینک، با ذکر ادله کافی به ارزشیابی این دو عامل تشخیص می پردازیم:
۱-با توجه به این نکته که گره ترکی در مناطق بسیاری از آذربایجان و بیشتر نقاط ایران نظیر: بیجار، تکاب، کردستان، لرستان، نواحی مرکزی و روستایی باف اراک، شاهرود و سمنان و برخی از نقاط خراسان، فارس، بختیاری، نیز رایج و معمول است، این وجه تمایز را نمی توان به عنوان عاملی تعیین کننده مدنظر قرار داد. بخصوص که گره فارسی در همدان نیز به کار می رود.

۲- یک پودی بودن نیز تنها به قالیهای روستائی همدان اختصاص ندارند، چه در بسیاری از مناطق، مثل: سنندج، کنگاور، سقز، مهاباد و نواحی مرکزی و روستایی اراک و قالیهای روستایی شهر بابک، سیرجان، بافت، شیوه یک پودی گاه به تنهایی و گاه به همراه شیوه دو پودی متداول است.

۳- بلندی ریشه (ایلمک):قالیچه های روستایی همدان، به استثنای بافته های بیجار، عموماً ضخیمتر و سنگین تر ازفرآورده های سایر روستاهای ایران است. کلاف دستریس ضخامت کافی دارد و هنگام چیدن پرز آنها را زیاد کوتاه نمی کنند. با این خصوصیات، قالی یا قالیچه متراکم و خشن و زمخت و با دوام می شود و علیرغم فقدان ظرافت، از سختی و استحکام خاصی بهره مند خواهد بود.

رج شمار: قالیهای نوع شهری همدان در هر ۶٫۵ سانتیمتر بین ۲۷ تا ۳۵ گره دارند. حال آنکه ظرافت قالیهای نوع روستایی همدان حداکثر ۲۵ گره در ۶٫۵ سانتیمتر است

پود گذاری: قالیهای مناطق شهری باف، اصولاً دو پودی و قالیهای نوع روستایی یک پودی اند. در اصطلاح محلی پود زیر را ارقج وتار را اریش می نامند. .این اصطلاحات در تمامی مناطق آذربایجان نیز معمول است.
هر چند که قالی های همدان از نوع تمام پشم کم نیستند، ولی عموماً تار و پود آنها از نخ پنبه ای می باشند. گاهی مواقع، پود از پشم شتر است و تار از پنبه. نخ های تار همه در یک سطح قرار دارند در حالی که نخ های پود، که ضخیم تر هستند، فقط یک بار از روی هر رج گره عبور می نمایند

دار: در همدان دو نوع دار متداول است: دار ثابت محلی، و دار تبریزی، در مناطق شهری باف، بیشتر دارهای نوع تبریزی (چرخان) معمول است. صرف نظر از بعضی روستاها در بیشتر مناطق روستایی از دارهای ثابت (ایستاده) استفاده می شود.
منطقه همدان از نظر بافت دارای سه نوع فرش بافی است. اول نوعی فرش بافی شهری که می توان آن را بیشتر در همدان و همچنین تا حدودی در ملایر مشاهده کرد. آنچه به اجمال می توان بیان داشت این است که فرش بافی همدان با حومه ی نزدیک آن در دوره رونق خود زیر نظارت شرکت سهامی فرش ایران قرار داشته و به دلیل تمرکز بازار و تجار بزرگ در شهر، دارای کیفیت پیشرفته و سازمان یافته ای بوده است که اکنون نیز آثاری از آن مشاهده می شود. نوع دوم مربوط به حومه ملایر (جوزان)، مهربان (قهورد) و فامنین است که به ترتیب در ارتباط و وابسته به حوزه فرش ارک و ساروق (در سالهای شکوفایی آن) و حوزه فرش بیجار و تا حدودی ابریشم بافی قم می باشد. این فرشها ضمن اینکه دارای نوعی هویت بومی می باشند دارای بافت و رنگ آمیزی نسبتاً مطلوب و نقشه دقیق و بافت تقریباً نظارت شده هستند. منطقه سوم فرشی است که در حورزه غنی و گسترده و پر تنوع روستایی – عشایری قرار دارد که معمولاً براساس تک نقشه و ذهنی بافته می شود و رنگ بندی محدود و بافت ضخیم و گوشتی دارد و عمدتاً تک پود بوده و نوع فرش بافی قسمت اعظم مناطق شمال، شمال غرب و همچنین قالی بافی نهاوند، تویسرکان، کبوتر آهنگ و رزن و اسدآباد را در برمی گیرد. اگرچه در برخی از این مناطق نوعی از فرش شهری هم دیده می شود که تحت تأثیر گذشته پر رونق خود می باشد. از این جمله می توان به مناطقی نظیر تویسرکان و بهار و انجلاس و شراء و بزچلو اشاره کرد که فرش بافی مطلوبی داشته اند. بااین وصف اساس تقسیم بندی مراکز قالی بافی نه براساس حوزه های فوق بلکه تا حدود زیادی براساس اهمیت مراکز تولید وتوزیع در نظر گرفته شده است. برای مثال تمام مراکز کنترل و نظارت بر تولیدات فرش اعم از سازمانهای دولتی مراکز و نهادهایی که طی سالهای اخیر شروع به فعالیت در امر فرش کرده اند در همدان یا در ملایر و یک یا دو شهر دیگر مستقر می باشند و همچنین امکان دسترسی به مواد اولیه و بازارهای فرش و تسهیلات لازم برای تولید عمدتاً در این شهرهاست و طبیعتاً می توان دریافت که حومه ی این مراکز عملاً تولید کننده چه نوع فرشی می باشند

 طرحهای رایج
لازم به یادآوری است که هر چند در اثر انتشار روزافزون قالیبافی در ایران، نقشه ها خصلت محلی و سنتی خود را تا حدودی زیادی از دست داده اند، ولی با وجود تداخل و ادغامی که در زمینه نقشه های قالی دیده می شود، با این حال، نقشه یکی از عناصر اصلی تشخیص قالیها و تعیین منشأ محلی آنهاست همانطور که قبلاً ذکر شد، در نقاط شهری باف، بیشتر نقشه های شاه عباسی و کرمانی و در نقاط روستائی نقشه ماهی و انواع لچک و ترنجهای روستایی متداول است.
طرح بافته های روستایی همدان، به طور کلی، ساده تر از قالیچه های عشایر ایران است. با اینکه این تولیدات فاقد نقشهای بدیع و چشم نواز است، با این حال اعتدال رنگها و تضاد دلپذیرشان ارزش خاصی را به تولیدات این منطقه بخشیده است. گر چه هردو منطقه از طرحهای شکسته استفاده می کنند، ولی طرح قالیچه های فارس دقیقتر و استادانه تر است. از سوی دیگر طرح قالیچه های همدانی رونوشت دقیقی از نقشها و تولیدات قدیم همدان است، با این تفاوت که حواشی خارجی دیگر از پشم شتر بافته نمی شود، بلکه تماماً از پشم رنگ شده استفاده می شود. بیشتر این طرحها شکسته و از ترنجی چند ضلعی در متن فرش تشکیل شده است که اغلب سر ترنجی بشکل لنگر کشتی در طرفین آن قرار دارد و لچکهایی با خط مورب زاویه هایی چهار گوش را به خود اختصاص داده اند.
در بیشتر قالی های مشرق زمین، قبل از حاشیه نقشین که از قاب های پشت سر هم تشکیل شده اند، یک لبه بسیار باریک و بدون نقش نیز وجود دارد. در قالی های همدان، این قاب ثانوی، بخصوص در قالی های قدیمی، گاهی مواقع آنچنان عریض است که روی قاب اصلی و حتی روی تمام حاشیه آن تفوق پیدا می کند.
همین قاب ثانوی دارای رنگ قهوه ای ویژه ای است که در نتیجه استفاده از پشم طبیعی شتر حاصل می شود و حالت ابریشمین، نرم و بسیار محکمی دارد. در بعضی از قالیها، همگونی رنگ را حضور نقش های مجرد و کوچک قطع کرده است. این نقش ها تقریباً همیشه یا بوته هستند یا گل های کوچک و یا اینکه مجموعه ای از گل های سوسن.
قاعدتاً همیشه در حاشیه واقعی، نقوش تزئینی ثابتی وجود دارند ولی استثنائاتی نیز در این قاعده کلی دیده می شود. این حاشیه از سه قاب تشکیل شده است: قاب بیرونی دارای نوعی دندانه یا کنگره دو رنگ است. قاب دوم با پیچ و خمی که از برگهای بلند دندانه دار تشکیل شده، تزئین می گردد که به تناوب در بین این برگ ها یک گل سرخ و یا نوع دیگری از گل وجود دارد. قاب سوم با نقش گل های کوچک و با نقش دندانه ای منقش شده است.
در مورد طرح های زمینه قالی حالات مختلف را شاهد هستیم که در واقع با یک بررسی دقیق به این نتیجه می رسیم که اولین حالت فقط گسترش و یا به عبارت بهتر تکرار حالت دوم است. در موارد نادرتری قالی هایی باابعاد معمولی و یا کله ایهایی با ابعاد متوسط می بینیم که زمینه آنها تک رنگ و به رنگ قهوه ای، یعنی رنگ طبیعی پشم شتر است. چهار عدد لچک نیز در چهار گوشه آن قرار دارند و در درون این لچک ها گل هایی نقش بسته اند. در مرکز این زمینه یک ترنج لوزی شکل وجود دارد که در گوشه های بالا و پائین آن دو عدد نقش به شکل گیاه نوک تیز قرار گرفته است. نوک تیز این گلها هم یادآور پیکانی است که توسط یک لوزیوچک تر بریده شده و هم یادآور ساقه بلند و صافی است که منتهی به یک غنچه تقسیم شده است.
درون ترنج نیز دارای نقوشی مشابه با نقوش لچک ها می باشد. در قالی های خیلی قدیمی، این نقش از گل سرخ کوچکی تشکیل شده است که اطراف آن را برگ ها و گل هایی بلند و باریک محاط کرده اند. در قالی های همدان مربوط به نیمه دوم قرن نوزدهم جای این نقش را غالباً نقوش گیاهی، که آنها را هراتی یا ماهی می نامند، گرفته اند

رنگ بندی

قالی های همدان عاری از نقوش تزئینی بسیار پیشرفته بوده و بافت آنها چندان ظریف و لطیف نیست. با وجود اینها، بی پیرایگی و سادگی آنها در امرمربوط به رنگ و ظرافت های مربوط به اختلاف رنگ موجب پاره ای از ارزش ها برای این قالی ها می گردد. این قالی ها با دور شدن از سنت ایرانی، که استفاده از مایه های رنگ های زنده را ترجیح می دهد، از مجموعه ای از مایه های رنگ قهوه ای پشم شتری استفاده می کنند که از طریق رنگ های نقش های تزئینی (قرمز، قرمز صورتی، آبی، سبز، بلوطی تیره) جان تازه ای می گیرد. تا حدود سال ۱۸۸۰ در این قالی ها رنگ های گیاهی به کار رفته است

جاکوبی در بین این رنگ ها، استفاده از رنگ قرمز تیره ای را کشف می کند که این رنگ در قالی های قدیمی شیراز نیز دیده می شود. این رنگ عبارت از رنگ قرمزی است که توسط حشره قرمزدانه به دست می آید

رنگرزی

در حال حاضر غیر از رنگهای طبیعی سهل الوصول و ارزان بقیه رنگهای طبیعی جای خود را به رنگهای صنعتی و جوهری داده اند. رنگهای قرمز را از روناس و رنگ سبز طبیعی را از برگ مو و انواع آبی را از نیل به دست می آورند

رنگهای قالیبافی معمول ومتداول در استان همدان عبارتند از: ایبراقی (نوعی سبز و روشن)، سبز (روشن و سیر)، زرد، طلائی، نارنجی، سرمه ای، آبی سیر و روشن، پنبه ای (صورتی)، زرشکی، حلوایی (شتری تیره)، کرم و فیروزه ای. صرف نظر از رنگهای مذکور رنگهای چره ای (پشم خالص سفید)، سودگل (بور)، مخلوط (همراه پشمهای دباغی)، سفید سودایی، سفید سیاه، از جمله رنگهای مرسومی هستند که در قالی بافی استان به کار می رود

رنگرزی در شهر به وسیله رنگرز حرفه ای، که در کار خود ماهر و با استعمال رنگهای صنعتی آشناتر است انجام می گیرد، حال آنکه در مناطق روستایی که اصلاً قالیهای ارزان قیمت بافته می شود بافندگان یا رنگرزهای دوره گرد چندان دقتی در امر رنگ کردن خامه نشان نمی دهند؛ به همین دلیل، رنگها غالباً ثبات ندارند و قالیهای تولیدی پیش از صادر شدن در کارگاهها شستشوی دوا شورمی شوند تا رنگشان ثابت بماند

هزینه رنگرزی نیز متفاوت با رجشمار قالی است. به عنوان مثال اجرت رنگرزی برای خامه ظریف و رجشمار ۱۴۰ گره (ایلمیک) در چارک بیشتر از خامه معمولی و رنگهای مصنوعی خواهد بود

ابعاد

معمولاً در مناطق شهری باف قالیهای ۳۲ متر و ۵/۳ ۵/۲ متر و بزرگتر بافته می شود، ولی درمناطق روستایی باف، متداولترین قطعه، قالیچه های دو ذرعی، ذرع و نیم، چارک، پشتی، خرک و کناره است. در برخی نقاط بافت کلگی نیز(۵/۳ ۵/۲ متر) معمول است

متداولترین قطع این قالی ها، کله ایها و کنارهها هستند و این امر بویژه در قالی های بافت قدیمی دیده می شود

توزیع جغرافیایی

فرشبافی در روستا

ملایر

تویسرکان

نهاوند

کبونر آهنگ

مهربان

اسد آباد

در گزین

چهار بلوک

حسین آباد

حاجیلو

پیشخور

سردرود

مزلقان

جوزان

آنجلاس

منبع: قالیکده

دیگر مقالات و اخبار فرش

                                                

تاریخچه فرش و فرش بافی                                          فرشهای موزه ای

 

                                         

  هدیه سرا                                                            بهترین هدیه برای خانمها

                                  

   همه چیز در مورد فرش ایران                                              تاریخچه فرش بافی

salman هدیه تابلو فرش به سلمان خان از طرف یک دختر ایرانی